خرید بک لینک

آه ای واژه شوم

خو نکردست دلم با تو هنوز

من پس از این همه سال

چشم دارم در راه

که بیاید آن عزیزم

آه

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:52

دلم یه زمستون جانانه می خادیه خیابون سفید با برفی که یه ریز می بارهشبیه روزگاری که همه چیز بوی دلخوشی می داد زمانی که سردی هوا با گرمی روابط رابطه مستقیم داشت و زندگی زیز پوست یخ زده شهر .......آآآآآآ

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:52

سکوت سر شار از ناگفته هاست!دلتنگي هاي آدمي را باد ترانه مي خواندروياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيردوهر دانه برفيبه اشكي نريخته مي ماند .سكوت سرشار از سخنان ناگفته است .از حركات ناكرده، اعتراف به

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:52

عالیجناب !

داستان معجزه تو را از کجا آغاز کنم ؟

از چشمانت پر از شرمت ؟!

که

تنهاییم را

تنها

آنها دیدند

از قامتت؟!

که با هر قدم در مقابل دیدگانم رقصیدند

از بالایت؟!

که دستان کوتاهم را تحقیر نکردند

از گیسوانت، آشیانه آرام قلبم

از لبهایت ، که به رنگ سرخ شرم

گلگونند

یا از آغوشت .....

اندک جایی برای مردن.

تویی که هیچوقت نداشتمت و هیچوقت نخواهمت داشت

ماهرخ !

گل بانو!

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:52

بانوی جان!بانو جان!آدمیزاد دلگرمی می خواهد یک نفر که دلت به بودنش گرم باشدبه کلامشبه نگاهشبه لبخندشآدمیزاد دلش گرم نباشد ناامید می شودنا امیدی اگر طولانی باشد آدمیزاد دیگر می میردنفس می کشد ،راه می رو

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:52

شک ندارم از میان رنگها سبز رنگ توست...................................................................................................دلخوش بودمکه در بین هزار ترس و وحشت و هیچان و بی کسی تو را داشتم و

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:52

خانم محترم! قرار بود من را با تو قراری باشد.کنج عاشقانه ای باشد.حرف های نگفته ای باشد.دلتنگی های تمام شده ای باشد .قرار بود من را با تو گوشه ی پنهان و خیال راحتی باشد.چشمهایت باشد و خنده های از ته دل

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:52

یک دیالوگ بسیار زیبا توی فیلم " توی دنیای تو ساعت چند است " وجود داره که خیلی حس زیبایی به آدم میده و اون:لیلا حاتمی : اینا رو برای چی داری می چینی وسط حیاط؟( کاسه های آب )علی مصفا : توی درسامون بود ک

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:52

کاش آدم میتونست وقتی ناراحته و کسی ازش می پرسهچی شده ؟دستش رو بذاره روی قلب طرف چیزایی که حس کرده بود رو بهش منتقل کنهواقعا گاهی کلمات برای بیان احساس آدمی کافی نیست....و من این روزاخسته ای هستمکه کلم

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:52

خودمونیم ها ....

بعضی وقتا حسابی دلمون برای کسی که دیگر نیست

تنگ می شه

مگه نه ؟ !!

یواشگی میریم توی نرم افزارای گوشیمون ببینیم

آنلاینه یا نه

یه نفر نیست به ما بگه

لعنتی !

منتظر نباش

کسی که رفت

رفته

ظاهرا هم قرار نیست برگرده

اما قلب !!

این احمق نا آروم زبون نفهم

مگه این چیزای منطقی حالیشه؟!!!

برچسب: نویسنده: آراد نظری تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:52

صفحه بندی