خو نکردست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیاید آن عزیزم
آه
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
داستان معجزه تو را از کجا آغاز کنم ؟
از چشمانت پر از شرمت ؟!
که
تنهاییم را
تنها
آنها دیدند
از قامتت؟!
که با هر قدم در مقابل دیدگانم رقصیدند
از بالایت؟!
که دستان کوتاهم را تحقیر نکردند
از گیسوانت، آشیانه آرام قلبم
از لبهایت ، که به رنگ سرخ شرم
گلگونند
یا از آغوشت .....
اندک جایی برای مردن.
تویی که هیچوقت نداشتمت و هیچوقت نخواهمت داشت
ماهرخ !
گل بانو!
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
برچسب:
نویسنده: آراد نظری
خودمونیم ها ....
بعضی وقتا حسابی دلمون برای کسی که دیگر نیست
تنگ می شه
مگه نه ؟ !!
یواشگی میریم توی نرم افزارای گوشیمون ببینیم
آنلاینه یا نه
یه نفر نیست به ما بگه
لعنتی !
منتظر نباش
کسی که رفت
رفته
ظاهرا هم قرار نیست برگرده
اما قلب !!
این احمق نا آروم زبون نفهم
مگه این چیزای منطقی حالیشه؟!!!
برچسب:
نویسنده: آراد نظری